سدود
مترادفها
سدها، بندها، موانع
لغت نامه دهخدا
سدود. [ س ُ ] ( ع مص ) راست شدن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ).
سدود. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدّ، ابر سیاه. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به سُدّ شود.
فرهنگ فارسی
جمع سد ابر سیاه
جمله سازی با سدود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سد هایر (به عربی: سدود الحائر) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در ریاض واقع شدهاست.
💡 چو مرد را شرر رشک در روان افتد حرام گشت حرام از ره سرور سدود