سایه پرستی

مترادف‌ها

بت‌پرستی

متضادها

نورپرستی

لغت نامه دهخدا

سایه پرستی. [ ی َ / ی ِ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) کنایه از فسق و فجور و کارهای ناشایسته کردن باشد. ( برهان ) ( شرفنامه ) ( انجمن آرای ناصری ). || سایه دوستی. با سایه بسر بردن:
سایه پرستی چو کنی همچو باغ
سایه شکن باش چو نور چراغ.نظامی.|| زنا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

سایه دوستی، دوست داشتن سایه، در سایه به سر بردن: سایه پرستی چه کنی همچو باغ / سایه شکن باش چو نور چراغ (نظامی۱: ۷۶ ).

فرهنگ فارسی

عمل سایه پرست.

جمله سازی با سایه پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سایه پرستی چه کنی همچو باغ‌؟ سایه‌شکن باش چو نور چراغ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران