زکری

لغت نامه دهخدا

زکری. [ زَ ری ی / زَ ک َ ری ی ] ( ع ص ) سخت سرخ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقرب الموارد ذیل زکریاء شود.
زکری. [ ] ( اِخ ) ( قابل الذکر ) یکی از امرای دلیر افرائیمی که در جنگ آحاز سردار پقح پادشاه اسرائیل بود و محتمل است که همان شخصی باشد که در کتاب اشعیا 7: 6 بن تب ئیل خوانده شده که رصین و پقح در خیال آن بودند که وی را بر یهودا شهریاری دهند. یازده نفر به این اسم در کتاب مقدس وارد گشته. ( از قاموس کتاب مقدس ).
زکری. [ زَ ک َ ری ی / زَ ک َ ] ( اِخ ) زکریا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به المعرب جوالیقی ص 171 و ماده بعد شود.

دانشنامه عمومی

زکری ( به عربی: زکری ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده است.

جمله سازی با زکری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زکری فیلم‌های بسیاری بازی کرد و قبل از ۱۰ سالگی موقعیت بازی در کنار هنرپیشه‌های بزرگ را داشت او در کنار جما زامپروگنا و مایکل ماونن ۲ سریال تلویزیونی را بازی کرد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز