زهر دادن

لغت نامه دهخدا

زهر دادن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) زهر خوراندن به کسی. مسموم کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی را با خورانیدن زهر مسموم کردن یا کشتن. زهر خوراندن به کسی. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
به فرجام شیرین بدو زهرداد
شدن آن دختر خوب قیصرنژاد.فردوسی.گرم تو زهر دهی چون عسل بیاشامم
بشرط آنکه بدست رقیب نسپاری.سعدی.ترا که گفت که حلوا دهم بدست رقیب
بدست خویشتنم زهر ده که حلوائیست.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زهر خوراندن به کسی مسموم کردن.

جمله سازی با زهر دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو عطار این سگ درنده را زهر دادن یا مسخر داشتن

💡 چون مالك اشتر از طرف امام على عليه السلام به حكومت مصر منصوب گرديد معاويهانديشيد اگر مالك اشتر به مصر آيد براى شاميان سخت شود، لذا عده اى را ماءمور كردتا در راه كوفه به مصر با زهر دادن او را مسموم و از بين ببرد.

💡 5- مالك اشتر چون مالك اشتر از طرف امام على عليه السلام به حكومت مصر منصوب گرديد معاويهانديشيد اگر مالك اشتر به مصر آيد براى شاميان سخت شود، لذا عده اى را ماءمور كردتا در راه كوفه به مصر با زهر دادن او را مسموم و از بين ببرد.

💡 به شیرینی صلا در شهر دادن به تلخی پاسخی چون زهر دادن

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز