زنوب

لغت نامه دهخدا

زنوب. [زِ نُب ْ ] ( اِخ ) ملکه سوریه ( پالمیر ) و همسر اذینه امیر عرب که بر سوریه و قسمت عمده ایالات رومی آسیای قدامی تسلط داشت و از طرف قیصر روم به لقب امپراتوری نائل شده بود. زنوب یا زنوبی یا زنوبیا یا بث زبینه، پس از قتل شوی خود به اتفاق پسرش زمام حکومت را بدست گرفت و در دوران حکومت کوتاهش پالمیر مرکز شرق شد. و در سال 273 م. درجنگ با رومیان شکست خورد و اسیر گردید. رجوع به ایران در زمان ساسانیان و یشتها ج 1 ص 412 و لاروس شود.

جمله سازی با زنوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنوب گرام، در سال ۱۸۷۵ با هورتنس نیستن، بیوه ای با یک دختر، ازدواج کرد، هورتنس در ۱۸۹۰ در گذشت. زنوب گرام نیز در سال ۱۹۰۱ در فرانسه در گذشت.

💡 او بیشتر بخاطر اختراع دینام برق مستقیم، در سال ۱۹۶۰ شناخته شد؛ دینامی که از مدل‌های قبلی بهتر کار می‌کرد البته حدوداً ده سال بعد دینام برق مستقیم کاملتری توسط زنوب گرامه اختراع شد.

💡 زنوب گرام، مهندس برق بلژیکی، او ششمین فرزند متیو جوزف گرام بود. او نوعی دینام اختراع کرد که با چرخاندن چرخ آن، جریان مستقیم تولید می‌کرد و از دینامهای ساخته شده تا آن روز، نرمتر کار می‌کرد و ولتاژ بیشتری تولید می‌نمود؛ این دستگاه به ماشین گرام معروف شد.

💡 در سال ۱۸۶۹ زنوب گرام اولین دینامو با جریان مستقیم تمیز را ابداع کرد. ژنراتور وی دارای زخم آرماتور حلقه ای با تعداد زیادی سیم پیچ فردی بود.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز