زن کش

لغت نامه دهخدا

زن کش. [ زَ ک ِ ] ( اِ ) رجوع به همیشک شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زن کیش شود.

جمله سازی با زن کش

💡 رایج‌ترین شکل زن کشی در جهان، آن چیزی است که توسط شریک جنسی یک زن انجام می‌شود. که دست کم ۳۵ درصد از کل قتل زنان در جهان را تشکیل می‌دهد.

💡 تعریف دایانا راسل توسط همه محققان به عنوان تعریف استاندارد برای زن کشی پذیرفته نشده‌است. ژاکلین کمپبل و کارول رانیان از واژه زن کشی برای اشاره به «همه قتل‌های زنان بدون توجه به انگیزه یا وضعیت مرتکب» استفاده می‌کنند این نویسندگان استدلال می‌کنند که تعیین انگیزه همیشه از نظر تجربی امکان‌پذیر نیست.

💡 زن کشی شریک صمیمی، که گاهی به آن زن کشی عاشقانه می‌گویند، به «قتل یک زن توسط شریک صمیمی یا شریک صمیمی سابقش» اشاره دارد که می‌توانند شامل دوست پسر، شوهران یا شریک فعلی باشند.