زمین کنده

لغت نامه دهخدا

زمین کنده. [ زَ ک َدَ / دِ ] ( اِ مرکب ) یک نوع ریشه مأکول. ( ناظم الاطباء ). || ( ن مف مرکب ) کنده شده از زمین.

فرهنگ فارسی

یکنوع ریشه ماکول یا کنده شده از زمین

جمله سازی با زمین کنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قدر تو بر فرق فلک افسرست حزم تو بر پای زمین کنده باد

💡 فعل مجهول فعلی است که به مفعول نسبت داده می‌شود. مانند: زمین کنده شد.

💡 مر این ناکسان را پراکنده ساز بن و بیخشان از زمین کنده ساز

💡 هرگاه یک شهر تازه بنا نهاده می‌شد، یک سوراخ گرد در زمین کنده می‌شد و یک سنگ به نام لاپیس مانالیس در آن قرار داده می‌شد. این سنگ نماد دروازهٔ عالم پایین بود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز