زمین کن

زمین کن

لغت نامه دهخدا

زمین کن. [ زَ ک َ ] ( نف مرکب ) که زمین را شکافد و سوراخ کند چون سیل و جز آن:
ز صحرا سیلها برخاست هر سو
درازآهنگ و پیچان و زمین کن.منوچهری. || در بیت زیر کسی که زمین را بکند، مانند: کوه کن:
زمین کن کوه خود را گرم کرده
سوی ارمن زمین را نرم کرده.نظامی.|| ( اِ مرکب ) نوعی ماهی در دریای فارس. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

که زمین را شکافد و سوراخ کند چون سیل و جزئ آن.

دانشنامه عمومی

زّمین کَن نوعی ماهی کوچک تا میان جثه است که سری پهن و تخت دارد. زمین کن به خانواده زمین کن ماهیان ( Platycephalidae ) تعلق دارد و در محدودهٔ اقیانوس های هند و آرام زندگی می کند.

جمله سازی با زمین کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمری چو فلک ز تگ نمیفرسودم تا همچو زمین کنون فرو آسودم

💡 بهمن به پشت مرکب جم گر نهاد زین مرکب نگر که چون به سرسم زمین کن است

💡 بسان مهر دوانی بر آسمان توسن حصار چرخ برین با زمین کنی یکسان

💡 ز صحرا سیلها برخاست هر سو دراز آهنگ و پیچان و زمین کن

💡 معروف و ناپدید سها بود بر فلک من بر زمین کنون به مثال سها شدم

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز