رژه رفتن

لغت نامه دهخدا

رژه رفتن. [ رَ / رِ ژَ / ژِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) عبور جمعی از سپاهیان با نظم و انضباط مخصوص از پیش شاه یا فرمانده نظامی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عبور کردن صفهای سربازان از برابر فرمانده دفیله رفتن.

جمله سازی با رژه رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 " در زمان حکومت افغان‌ها، شیعیان مجاز نبودند عزاداری محرم را برگزار کنند. در زمان عبدالله خان، که خود را از تخت کابل جدا کرده بود، آنها سعی در مراسم گرفتن داشتند. اما مورد حمله و غارت قرار گرفتند و خانه‌های آنها سوخته شد. حدود ۱۵۰ نفر از آنها (زیرا اون ایام تعداد بسیار کمی در شهر وجود داشت) را جمع کردند، بینی آنها را سوراخ کرده همه آنها را با یک طناب بهم دیگر گره زدند، و مجبور رژه رفتن از بازارها کردند ".

💡 بعد از اتمام لایروبی که چندین روز طول می‌کشیده، اهالی به جشن و سرور می‌پرداختند و آیین بیل‌گردانی را برپا می‌کردند. قبل از شروع مراسم بیل گردانی، لایروبان همراه با بیل‌های خود تا محل برگزاری جشن که بر روی سکویی مخصوصی در مرکز نیمور است، اقدام به رژه رفتن می‌کنند.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز