روی تافتن

لغت نامه دهخدا

روی تافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب )روی تابیدن. اعراض کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). روی گردان شدن. روی گردانیدن. ( ناظم الاطباء ):
گر روی بتابم ز شماشاید ازایراک
بی روی و ستمکاره و با روی و ریایید.ناصرخسرو.خلاصی ده که روی از خود بتابیم
به خدمت کردنت توفیق یابیم.نظامی.دگر ره گفت از این ره روی برتاب
روا نبود نمازی در دو محراب.نظامی.ماهرویا روی خوب از من متاب
بی خطا کشتن چه می بینی صواب.سعدی.رجوع به رو تافتن شود.

فرهنگ فارسی

روی تابیدن. اعراض کردن

جمله سازی با روی تافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یزدان بدین ره توان یافتن که کفرست از و روی تافتن

اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز