رو تافتن

لغت نامه دهخدا

رو تافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) پشت کردن. چهره رابسوی دیگر متوجه کردن. روی برگردانیدن:
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب.مولوی.ره این است رو از حقیقت متاب.سعدی ( بوستان ).|| گریختن. فرار کردن.

فرهنگ فارسی

پشت کردن چهره را بسوی دیگر متوجه کردن

جمله سازی با رو تافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساحل ز پیش لطمه دریا کجا رود رو تافتن ز عشق تو از ما نمی‌شود

💡 رو تافتن ز جوربتان نیست کار ما چون صبح تیغ مهر به دندان گرفته ایم

💡 رو تافتن ز پیکر خاکی پس از وصول بعد از نماز پشت به محراب دادن است

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز