لغت نامه دهخدا
روتوند. [ ت َ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع در 6هزارگزی غرب هرسم و جنوب شرقی شاه آباد. دشت و سردسیر است. سکنه آن 325 تن است که مذهب تشیع دارند و به لهجه کردی تکلم می کنند.آب آن از رودخانه ماشالگان و سراب هرسم تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، چغندر قند، توتون، و شغل مردم زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد، و از طریق چشمه سنگی اتومبیل نیز میتوان برد. این ده به قلاجیرنیز معروف است. زیارتگاه امامزاده حسن در بالای کوه مجاور آبادی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
روتوند. [ ت َ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنه از شهرستان کرمانشاهان واقع در 22هزارگزی جنوب باختری صحنه و 3هزارگزی شرق شوسه کرمانشاه به همدان. دشت و سردسیر است و 110 تن سکنه دارد که مذهب تشیع دارند و به لهجه کردی سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات دیم، توتون و حبوب و شغل مردم زراعت است وراه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).