روان گسیخته

مترادف‌ها

مجنون، دیوانه، پریشان

فرهنگستان زبان و ادب

{schizophrenic} [روان شناسی] فرد مبتلا به روان گسیختگی
{schizophrenic} [روان شناسی] مربوط به روان گسیختگی

جمله سازی با روان گسیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بی‌انگیزگی در روان‌شناسی به کمبود تمایل و انگیزه برای دنبال کردن کارهای هدفمند گفته می‌شود. این حالت بیشتر در بیماران مبتلا به روان‌گسیختگی و اختلالات اسکیزوفرنی فرم دیده می‌شود. بی‌انگیزگی یکی از چهار نشانه عمده منفی در روان گسیختگی است. نشانه‌های منفی دیگر فقر گفتار، ناتوانی در لذت بردن و خوی بی‌تفاوت هستند. بیماران روان گسیخته مبتلا به بی‌انگیزگی، درآغاز کردن یا به انجام رساندن کار ناتوانند. بر خلاف بیماران افسرده که کاهش انرژی و انگیزه در آن‌ها با خوی افسرده همراه است، بیشتر بیماران روان‌گسیخته دچار بی‌انگیزگی، خلق و خوی افسرده ندارند.

💡 او پس از تحمل آن همه سختی‌های جانکاه و فقدان عزیزانش، دچار حالتی روان گسیخته شد و دیگر توانایی برقراری ارتباط منطقی با دنیای اطراف خود را نداشت.

💡 روان گسیخته بودن فرد در شرایط بحرانی می‌تواند باعث شود که او رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و عجیبی از خود نشان دهد که همه را بسیار نگران می‌کند.

💡 پزشکان سعی داشتند با روش‌های مختلف روان‌شناختی، فرد روان گسیخته را از آن وضعیت روحی وخیم خارج کرده و دوباره به زندگی عادی و آرام برگردانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران