رزم خسرو

لغت نامه دهخدا

رزم خسرو. [ رَ م ِ خ ُ رَ / رُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( اصطلاح موسیقی ) نام پرده یا لحنی. ( یادداشت مؤلف ):
بدان روی آتش بسی دختران
یکی جشنگه ساخته بر کران
ز گل بر سر هر یکی افسری
نشسته بهر جای رامشگری
همه چامه رزم خسرو زدند
وز آن هر یکی هر زمان نو زدند.فردوسی.

فرهنگ فارسی

اصطلاح موسیقی نام پرده یا لحنی

جمله سازی با رزم خسرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بزم بنده نواز و به رزم خسرو بند به جود گیتی بخش و به تیغ ملک ستان

💡 در رزم خسروان را تیغ تو سر برد در بزم بندگان را جاه تو سر کند

💡 آفتابی گاه بزم و آسمانی گاه رزم خسروی روز شکار و کیقبادی روز بار

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز