لغت نامه دهخدا
راه یابنده. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) پیداکننده راه. راه یاب:
بهر زیر برگی شتابنده ایست
بهر منزلی راه یابنده ایست.نظامی.|| درآینده. داخل شونده. واردشونده.
راه یابنده. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) پیداکننده راه. راه یاب:
بهر زیر برگی شتابنده ایست
بهر منزلی راه یابنده ایست.نظامی.|| درآینده. داخل شونده. واردشونده.
پیدا کنند. راه. راه یاب. یا در آینده. داخل شونده. وارد شونده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر زیر برگی شتابندهایست به هر منزلی راه یابندهایست