راه یاب

لغت نامه دهخدا

راه یاب. ( نف مرکب ) راه یابنده.

فرهنگ فارسی

راه یابنده.

جمله سازی با راه یاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا مگر پیدا شود در تو طلب راه یابی در مقام قرب رب

💡 طایرا در قفس بی‌دری افتادی اگر راه یابی چه کنم؟ بال و پری نیست تو را

💡 جهد کن تا ز «جاهدوا فینا» راه یابی به کوی «لوشئنا»

💡 تو خود را خاص کن تا راه یابی که تا عامی ز شیطان در عذابی

💡 صبر کن گر خواهی وگر نه، بسی بوک جایی راه یابی از کسی

کرن یعنی چه؟
کرن یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز