جان بوزه
لغت نامه دهخدا
جان بوزه. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) کن. آن غار گونه است به کوهها و توچالها و جاهای سخت سرد که کاروانی بدانجای پناه برد. ( تاج العروس از نصر ).
فرهنگ فارسی
آن غار گونه است به کوهها و جا های سخت سرد
جان بوزه. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) کن. آن غار گونه است به کوهها و توچالها و جاهای سخت سرد که کاروانی بدانجای پناه برد. ( تاج العروس از نصر ).
آن غار گونه است به کوهها و جا های سخت سرد