راه برداری

مترادف‌ها

جاده‌سازی، راهسازی

متضادها

راه بستن

لغت نامه دهخدا

راه برداری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل راه بردار. اهتداء. ( یادداشت مؤلف ). رشاد. رَشَد. رشد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل راه بردار. اهتدائ. رشاد. رشد.

جمله سازی با راه برداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری بت خود می کنی سنگی اگر از راه برداری

کلمات مرتبط