لغت نامه دهخدا
راعوث. ( اِخ ) رجوع به راعوت و روت شود.
راعوث. ( اِخ ) رجوع به راعوت و روت شود.
راعوث (Ruth)
(یا: روت) در عهد عتیق، جدۀ موآبی داود نبی از ازدواج دومش با بوعز. هنگامی که شوهر اول راعوث درگذشت، او ماندن در کنار مادرشوهرش، نعومی، را به بازگشت به نزد قوم خود ترجیح داد.
💡 و كلمه اهل كتاب هر جا در قرآن ذكر شده، مراد از آن يهود و نصارا است كه خود قرآن براىآنان كتابى نام برده كه خداى تعالى براى ايشاننازل كرده است. اما كتبى كه در دست يهود است و آنها را كتب مقدسه مى خوانند سى و پنجكتاب است كه يكى از آنها تورات است و مشتمل است بر پنج سفر: 1 - سفر خليقه 2 -سفر خروج 3 - سفر احبار 4 - سفر عدد 5 - سفر استثناء و يكى ديگر كتب مورخينى است كهمشتمل است بر دوازده كتاب: 1 - كتاب يوشع 2 - كتاب قضات بنىاسرائيل 3 - كتاب راعوث 4 و 5 - دو سفر مربوط بهصموئيل 6 و 7 - دو سفر از اسفار ملوك 8 و 9 - دو سفر از اخبار ايام 10 و 11 - دو سفراز اسفار عزرا 12 - سفر است ير، يكى ديگر كتاب ايوب و يكى زبور داود و يكى كتبسليمان كه آن نيز مشتمل بر چند كتاب است:
💡 و يكى ديگر كتب مورخينى است كه مشتمل است بر دوازده كتاب: 1 - كتاب يوشع 2 - كتابقضات بنى اسرائيل 3 - كتاب راعوث 4 و 5 - دو سفر مربوط بهصموئيل 6 و 7 - دو سفر از اسفار ملوك 8 و 9 - دو سفر از اخبار ايام 10 و 11 - دو سفراز اسفار عزرا 12 - سفر استير.