لغت نامه دهخدا
راذ. ( اِ ) از نامهایی که هندیان در تعبیر از صورت ارض بکار میبرند. ( تحقیق ماللهند ص 114 ).
راذ. ( اِ ) از نامهایی که هندیان در تعبیر از صورت ارض بکار میبرند. ( تحقیق ماللهند ص 114 ).
از نامهایی که هندیان در تعبیر از صورت راض بکار میبرند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راذان از حومه تیسفون تا رود بزرگ جوروان (نهروان) گسترده بودهاست. شهرستان راذان را با قسمت شمال و خاور استان واسط (کوت) در تقسیمات کنونی عراق منطبق دانستهاند.
💡 در زمان اسلامی راذان را بر کرانهٔ رود نهروان، دارای محصولات نیکو و حقوق دیوانی آن را پنج تومان گفتهاند. (نزهةالقلوب، مقالهٔ ۳، ص۴۱).
💡 ابوعبدالله محمد بن حسن راذانی (درگذشتهٔ ۴۸۰ ق.) از پارسایان راذان بودهاست.
💡 تَسوگ (شهرستان) راذان در استان شادپیروز قرار داشت و در خاور تیسفون بوده که اکنون یک روستا است.
💡 راذان در قدیم روستاهای بسیاری داشته و از دو قسمت راذان بالا و راذان پائین تشکیل شدهبود.