لغت نامه دهخدا
ذی قار. ( اِخ ) ( برقة... ) نام موضعی است در شعر ذیل:
لقد خبرت عیناک یوما بحبها
ببرقة ذی قار و قدکتم الصدر.( از معجم البلدان ).تبه شد لشکرش در حرب ذی قار
عقابش را کبوتر زد بمنقار.نظامی.
ذی قار. ( اِخ ) ( برقة... ) نام موضعی است در شعر ذیل:
لقد خبرت عیناک یوما بحبها
ببرقة ذی قار و قدکتم الصدر.( از معجم البلدان ).تبه شد لشکرش در حرب ذی قار
عقابش را کبوتر زد بمنقار.نظامی.
نام موضعی است.
💡 در سال ۲۰۱۶، کاظم فینجان، وزیر حمل و نقل عراق، در یک کنفرانس مطبوعاتی ادعا کرد که سومریها ۵۰۰۰ سال پیش یک فرودگاه را در استان ذی قار ساختهاند و از آن برای پرتاب سفینههای فضایی استفاده کردهاند. وی برای تأیید ادعای وی به کار سیچین و دیگران اشاره کرد.
💡 دورهٔ عُبِید (حدوداً ۵۵۰۰ تا ۳۸۰۰ پیش از میلاد) دورهای پیشاتاریخی در میانرودان است. نام این دوره برگرفته از تل العُبید در غرب اور استان ذی قار عراق میباشد که نخستین کاوش بزرگ در آن در سال ۱۹۱۹ توسط هنری هال و بعدها توسط لئونارد وولی انجام گرفت.