دگرگون کردن
مترادفها
تغییر دادن، متحول کردن
متضادها
ثابت نگه داشتن
لغت نامه دهخدا
دگرگون کردن. [ دِ گ َ گو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متغیر ساختن. تغییر دادن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). تغییر رنگ دادن. و رجوع به دگرگون شود: انتساف؛ دگرگون کردن رنگ روی. ( از منتهی الارب ).
- دل دگرگون کردن؛ دل بد کردن. اعتقاد بگردانیدن: سوکای و قرابوقا بواسطه آنکه دل دگرگون کردند به یاسا رسیدند. ( جامع التواریخ رشیدی ). او را پسری بود... درعهد غازان خان دل دگرگون کرده به یاسا رسید. ( جامع التواریخ رشیدی ).
|| وارونه نشان دادن. منقلب کردن:
سخن هر چه گویم دگرگون کنم
تن و جان پرسنده پرخون کنم.فردوسی. || با وضع و آرایشی دیگر کردن. به کیفیتی غیر از موجود و معمول کردن:
همه رزم فردا دگرگون کنیم
سپه پیش پیلان به بیرون کنیم.اسدی.
فرهنگ فارسی
متغیر ساختن. تغییر دادن.
جمله سازی با دگرگون کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طی دهههای گذشته سدسازی گسترده و برداشت آب قابل توجهی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام شده است. وزارت نیرو از این سدها دفاع میکند و وجود آنها را برای دریاچه خیلی مضر نمیداند، اما منتقدان معتقدند این سدها به علت دگرگون کردن جریان طبیعی رودخانههایی که آب دریاچه را تغذیه میکردند، اثرات تعیینکنندهای در کاهش آب دریاچه داشتهاند.
💡 در سال ۲۰۲۲، طرفداران یک خط لوله دریایی رقیب دریایی گفتند که دریای خزر از نظر مالی مقرون به صرفه نیست، زیرا اتحادیه اروپا با یک قرارداد طولانی مدت موافقت نمیکند چرا که آنها در حال دگرگون کردن منابع انرژی شان هستند.
💡 یکی از مشهورترین گفتاوردهای مارکس در تز یازدهم این کتاب ذکر شدهاست: «فیلسوفان تنها جهان را به شیوههای گوناگون تعبیر کردهاند. مسئله اما بر سر دگرگون کردن جهان است».
💡 طی دهههای گذشته سدسازی گسترده و برداشت آب قابل توجهی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام شدهاست. وزارت نیرو از این سدها دفاع میکند و وجود آنها را برای دریاچه خیلی مضر نمیداند، اما منتقدان معتقدند این سدها به علت دگرگون کردن جریان طبیعی رودخانههایی که آب دریاچه را تغذیه میکردند، اثرات تعیین کنندهای در کاهش آب دریاچه داشتهاند.
💡 شخص، بیماری را به عنوان یک حالت دایمی میبیند که بدتر خواهد شد و بدون خصلت رهایی است. بیماری آلزایمر نمونهای از این نوع است، بیمار بدتر و بدتر میشود و هیچ امیدی برای بازگشت وی به دنیای عادی وجود ندارد. نوع اصلی سوم، روایت جستجو گونه، تجربه وضعیت بیمار به عنوان یک فرصت برای دگرگون کردن خود به یک فرد بهتر از میان بدبختی و باز فراگرفتن آنچه که در زندگی مهم است.