لغت نامه دهخدا
تبدل کردن. [ ت َ ب َدْ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر کردن. دگرگون کردن. عمل تبدل:
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
دل اگر تنگ بود مهر تبدل نکند.سعدی.
تبدل کردن. [ ت َ ب َدْ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر کردن. دگرگون کردن. عمل تبدل:
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
دل اگر تنگ بود مهر تبدل نکند.سعدی.
تغییر کردن دگرگون کردن عمل تبدل
💡 با ظهور شعر نو، بدون اینکه در زیرساختها و معیارهای زیباشناسی غزل نوین، دگرگونی بنیادی ایجاد شده باشد؛ به غزل نئوکلاسیک میرسیم که شاخصترین نمود بیرونی آن، نوآوری در سطح و مدرنیزه کردن شکل ظاهری غزل است. محتوای غزل کهن فارسی را شامل چهار عنصر عشق، عرفان، تعلیم یا تعالی و قلندری است. در ادبیات پسامشروطیت، سیاست و مفاهیم نوینی از قبیل ملت، وطن، مسائل اجتماعی، روابط انسانی و طبیعت چاشنی تغزل هستند. با ظهور شعر نو، بدون اینکه در زیرساختها و معیارهای زیباشناسی غزل نوین، دگرگونی بنیادی ایجاد شده باشد؛ به غزل نئوکلاسیک میرسیم که شاخصترین نمود بیرونی آن، نوآوری در سطح و مدرنیزه کردن شکل ظاهری غزل است. غزل کلاسیک، با ظهور سیمین بهبهانی- نیمای غزل- و حسین منزوی، با گذر از تبدل جوهری و شیفت پارادایمیک، به سرمنزل شکل امروزین خود رسیده است. اینک ما در سرزمین ایسمها و مذهبهای متنوع تغزل- غزل نئو کلاسیک، غزل روایی یا فرم، غزل پیشرو یا پست مدرن و...، مسافرانه، هویتی چهلتکه را در کاروانسرای ادبیات تجربه میکنیم