دو هوایی

لغت نامه دهخدا

دوهوایی. [ دُ هََ ] ( حامص مرکب ) اختلاف و دو تیرگی. دو دستگی. خصومت. چگونگی آنکه دو هوایا خواهش مختلف دارد. ( یادداشت مؤلف ):
خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
یکباره فتنه دوهوایی فرونشست.خاقانی.عقل و عقد جهان بدو شد راست
دوهوایی ز مملکت برخاست.نظامی.- دوهوایی کردن؛ دو آرزو و هوای مختلف داشتن. اظهار اختلاف و دو دستگی کردن:
یا میکده یا کعبه یا عشرت و یا زهد
اینجا نتوان کرد به یک دل دوهوایی.خاقانی.و با سلطان محمد لشکری اندک بود که خاصگیان چنانکه قاعده لشکر باشد دوهوایی می کردند و پراکنده شده بودند سلطان محمد بهر تسکین ایشان به کلاه زرمی بخشید و به جوال جامه، لشکر می ستدند و می گریختند.( راحةالصدور راوندی ).
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی.سعدی.

جمله سازی با دو هوایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حل و عقد جهان بدو شد راست دو هوایی ز مملکت برخاست

💡 دو هوایی اگر نورزی به سه طلاق خیال فاسد ده

💡 خلق گویند برو دل به هوای دگری ده نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز