دمیا

لغت نامه دهخدا

دمیا. [ دَ ] ( هزوارش، اِ ) به لغت زند و پازند خون را گویند، و به عربی دم خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

به لغت زند و پازند خون را گویند و به عربی دم خوانند.

جمله سازی با دمیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلئانتس گفت: برای دمیا نشان دادن ضعف این دلیل‌آوری مابعدالطبیعی را به فیلو نخواهم سپرد. این دلیل‌آوری به چشم من چنان آشکارا کَژ بنیاد است و در عین حال برای دین و پارسایی راستین پیامدی چنان اندک دربردارد که خود جسارت خواهم ورزید تا مغلطه‌اش را نشان دهم.