دموکدس
لغت نامه دهخدا
دموکدس. [ دِ م ُ ک ِ دِ ]( اِخ ) نام طبیب داریوش اول است که به قولی از مردم کروتن از جزیره ساموس است، و هرودت گوید او از اسرای ساموس بود و ظاهراً در حدود 515 یا 532 ق. م. به دست اورویقوس والی سارد افتاد و او را به شوش آوردند. وی از پیش در دربار پولیکراتس جبار جزیره ساموس بوده است. او التواء پای داریوش را بی وارد آوردن رنج و تعبی علاج کرد و آتوسای ملکه را از سلعه ای که به سینه داشت شفا بخشید. داریوش و زنان وی هدایای گرانبهایی بدو بخشیدند و داریوش وی را خانه ای بزرگ با یک کشتی حمل و نقل پر از انواع مال بخشید و در انجام دادن همه کارها آزادی داد جزرفتن به یونان که آنرا بعدها هم اجازه داد که برای تحقیق درباره سواحل یونان همراه هیأتی برود و برگردد. ( از یادداشت مؤلف ) ( از ایران باستان ج 1 صص 599 - 561 ). دموکدس از 521 تا 485 ق. م. در دربار داریوش اول در شوش خدمت کرد و سپس به کروتانا بازگشت. ( از دائرةالمعارف فارسی ). و نیز رجوع به یسنا ص 82 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
دِموکِدِس (ز قرن ۶پ م)(Democedes)
پزشک یونانی. در آیگینا، آتن، و ساموس به طبابت مشغول بود. به اسارت ایرانیان درآمد و در دربار داریوش اول نیز طبابت کرد.
جمله سازی با دموکدس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیریل الگود درباره طب قدیم میگوید: «از جمله، طب عرب در زمان مأمون از منابع مختلفی فراهم گردیده و از همه بیشتر مدیون افکار یونانیان بود و این از روزی که داریوش، دموکدس را مجبور کرد تا مهارت علمی خود را به کار اندازد، روز به روز افزایش یافت؛ با این حال، درست نیست بگوییم که مطالعه آثار یونانی، نخستین بار از سوی خلفای عباسی امکانپذیر گردید؛ زیرا اصول طب که در گندیشاپور متداول بود نیز تا اندازه زیادی یونانی بوده و تصور میرود مدتها پیش از چیرگی عرب بر ایران، ترجمههای سریانی در کتابخانه بیمارستان موجود بودهاست و همچنین نباید افتخار گشایش عصر ترجمه را که در زمان مأمون در بغداد معمول شده و به اوج خود رسیده بود به این خلیفه منسوب دانست.»
💡 گاهنگاران امروزی بر این باورند که هرودوت همواره پرسمانهای برجسته تاریخی را با افسانهپردازی آمیخته است. هرودوت زمان کودکی و بالندگی کوروش بزرگ را بر پایهٔ افسانههای (عامیانه) و ناراستینه بازمیگوید. دربارهٔ زندگی کوروش او سه بازگفت دارد: از آگاهان پارسی، ژوستین و نیکلای دمشقی برگرفته از کتزیاس. ولی همهٔ این بازگفتها بیگمان زاییده خواستههای سیاسی و تبلیغی است. در جای دیگر، هرودوت به نخستین آشنایی پارسیان با یونان، از راه پزشک دربار داریوش، دموکدس، میپردازد؛ ولی این بازگفت نیز با افسانههایی ناهمساز با نگاه تاریخنگاران امروزین درآمیخته است. افزون بر این هرودوت بارها گاهدادها (تاریخ رویدادها) و زمانبندیها را درست یاد نکرده است.