دفتر خوان

لغت نامه دهخدا

دفترخوان. [ دَ ت َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) دفترخواننده. کتاب خوان. شاهنامه خوان. کارنامه خوان. کسی که در برابر پادشاه یا بزرگان دفترها را خواند. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه کتاب برای شاهی یا امیری و مانند آنان خواند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): ابوالحسن علی بن محمد شابشتی کاتب کتابدار عزیزبن المعز العبیدی و دفترخوان او بود که کتاب برای او می خوانده است. ( یادداشت مرحوم دهخدا از ابن خلکان ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در برابر پادشاه یا بزرگان دفترها را خواند.

جمله سازی با دفتر خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوان آن مطرب را تو مطرب دفتر خوان

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز