لغت نامه دهخدا
ورغست.[ وَ غ َ ] ( اِ ) برغست. گیاهی باشد مانند اسفناج و آن بیشتر در کناره های جوی آب روید و در آش ها کنند و خورند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
به سان ماده خر خایید ورغست.سوزنی.رجوع به برغست شود.
ورغست.[ وَ غ َ ] ( اِ ) برغست. گیاهی باشد مانند اسفناج و آن بیشتر در کناره های جوی آب روید و در آش ها کنند و خورند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
به سان ماده خر خایید ورغست.سوزنی.رجوع به برغست شود.
(وَ غَ ) (اِ. ) برغست، گیاهی است شبیه به اسفناج که پختة آن در بعضی خوراکی ها به کار می رود.
= برغست۱
برغست؛ گیاهی است شبیه به اسفناج که پختة آن در بعضی خوراکیها به کار میرود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرفتم ابنکه دورغست اینهمه سوگند گرفتم اینکه خلافست اینهمه ایمان