دعا روا

مترادف‌ها

دعای مستجاب، دعای مقبول

متضادها

دعا باطل

لغت نامه دهخدا

دعاروا. [ دُ رَ ] ( ص مرکب ) که بر آن دعا روا شود. مایه اجابت دعا: درخت دعاروا؛ درخت نظرکرده که بر آن روا شدن دعا را ژنده ها بندند. درختی که برای برآمدن حاجات زنان و عامیان بر وی رکو گره کنند و چون حاجتشان برآید آن گره بگشایند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
آویخته زونان ریشه ریشه
مانند درخت دعاروا را.سوزنی.و رجوع به حاجت روا شود.

فرهنگ فارسی

که بر آن دعا روا شود.

جمله سازی با دعا روا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن را که افتخار دعا و ثنا بدوست ناید ثنا ستوده و نبود دعا روا

💡 ملکیم گفت: سلمان به دعای شب وصالش بطلب که حاجت الا به دعا روا نباشد

💡 مؤمنان پس از انجام اعمال عبادی، با قلبی سرشار از امید و ایمان، منتظر هستند تا در نهایت خداوند با رحمت خود دعای آن‌ها را روا گرداند.

💡 در فرهنگ و سنت‌های مذهبی، بسیاری از مردم معتقدند که دعا در زمان‌های خاصی مانند نیمه شب، با احتمال بیشتری توسط خداوند روا می‌شود.

💡 وقتی انسان با اخلاص و از ته دل از خداوند درخواست می‌کند، احساس می‌کند که شاید در آینده‌ای نزدیک، آن دعای روا شده را تجربه کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران