لغت نامه دهخدا
دستک زنان. [ دَ ت َ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال دستک زدن. آنکه دستک می زند. کسی که در حال دستک زدن باشد:
سوی تیغ عشقش ای ننگ زنان
صدهزاران جان نگر دستک زنان.مولوی.
دستک زنان. [ دَ ت َ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال دستک زدن. آنکه دستک می زند. کسی که در حال دستک زدن باشد:
سوی تیغ عشقش ای ننگ زنان
صدهزاران جان نگر دستک زنان.مولوی.
( صفت ) در حال دستک زدن در حال ضرب گرفتن با دست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نغمههای طوطی شکرستان توست در رقص شاخ بید و دو دستک زنان چنار
💡 دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدی دستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آنها کنون
💡 آفتاب اندر فلک دستک زنان ذرهها چون عاشقان بازیکنان
💡 حلاج محو آن جمال دستک زنان در وجد و حال نغمهسرا کای ذوالجلال آندار کو آندار کو