لغت نامه دهخدا
دریاکار. [ دَرْ ] ( ص مرکب ) آنکه کار دریا کند. ( آنندراج ). ملاح و کشتیبان. ( ناظم الاطباء ):
گفت کای از ضمیر دریاکار
گشته بازارگان دریابار.میرخسرو ( از آنندراج ).
دریاکار. [ دَرْ ] ( ص مرکب ) آنکه کار دریا کند. ( آنندراج ). ملاح و کشتیبان. ( ناظم الاطباء ):
گفت کای از ضمیر دریاکار
گشته بازارگان دریابار.میرخسرو ( از آنندراج ).
آنکه کار دریا کند ملاح و کشتیبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمها دریا الکتریکی میتوانند درعمق ۲۰۰۰ متری دریا کار کنند. توانایی انجام کارهای سنگین هنوز برای رباتهای الکتریکی ممکن نیست چرا که چین امری نیازمند سامانه راهبری و بازوهای مکانیکی و الکتروهیدرولیکی پیشرفتهاست. اما با این حال این گروه از رباتهای زیرآبی بسیاری از فعالیتهای دریایی و زیرآبی را با هزینهای پایین انجام میدهند.
💡 آن ماهیی که دریا کار کسی نسازد الا که رای ماهی آن را مشیر باشد
💡 قطره براندازهٔ دیدار خویش میکند بر روی دریا کار خویش
💡 اندازهگیری دقیق از سطح تاریخی دریا کار پیچیدهای است. فرونشست زمین (که بهطور طبیعی در برخی از جزیرهها رخ میدهد) میتواند ظاهراً افزایش سطح دریا در طول زمان را نشان دهد. از سوی دیگر، نشانهگذاریها بر روی تودهٔ زمینهایی که به دلیل فرایندهای زمینشناسی مانند بالاآمدگی زمینساختی و دیگر پیشآمدها پدید آمدهاند میتواند ظاهر کاهش تراز آب دریا را داشته باشد.
💡 در فصل ١٩٤٠-٤١، لیگ به صورت موقت از تعطیلی خارج شد و فاگان به منچستر سیتی بازگشت. پس از مدتی او تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه به جبهه برود و در نیروی دریایی استخدام شد اما پس از مدتی متوجه شد که به علت دریازدگی نمیتواند در دریا کار کند. او به مصر فرستاده شد و در آنجا در اداره تلگراف مشغول به کار گردید.