دری بر

لغت نامه دهخدا

دری بر. [ دَ ب َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج. واقع در 24هزارگزی شمال باختری پاوه و کنار راه اتومبیل رو پاوه شهرستان سنندج. واقع در 24هزارگزی شمال باختری پاوه و کنار راه اتومبیل رو پاوه به نوسود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج.

جمله سازی با دری بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عزم تو، هرجا که بگشاید دری بر روی ملک چرخ مسمار ابد، بر دست دربان می‌زند

💡 آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید دیگران گر نگشایند، خدا بگشاید

💡 سینه را نگشود از تنگی دری بر روی دل تا گشادی از کلید خنجر قاتل نشد

💡 از تنگنای آرزو مسکین دل ابن یمین گر حق بخرسندی دری بر وی گشاید بگذرد

💡 گر دری بر بسته شد ده در گشاد گر قجی شد حق عوض اشتر بداد

💡 اشک من چون یاقوتی بر طلا همی بارید و اشک وی اما چون قطرات دری بر یاقوتی همی چکید.

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز