درکان

لغت نامه دهخدا

درکان. [ ] ( اِخ ) شهری است بر حد میان پارس و کرمان و منزل کاروان است و سردسیر است. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 136 ).
درکان. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چناررود بخش آخوره شهرستان فریدن واقع در 46 هزارگزی جنوب خاوری آخوره و 5 هزارگزی راه چادگان به تنگ گزی،با 149 تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه محلی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

دانشنامه عمومی

درکان (قرقیزستان). درکان ( به لاتین: Darkan ) یک منطقهٔ مسکونی در قرقیزستان است که در استان ایسیق کول واقع شده است. درکان ۷٬۲۰۸ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با درکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه عجب باشد اگر فخر کند بر ملکوت معدن ملک که چون تو گهری درکان داشت

💡 به مان آذر وکانون ‌که شعله درکانون چنان فسرده نماید که شاخ سرخ ‌گیاه

💡 بس بلا کز وی بترکان بلا ساغون رسد گر بکینه یاد درکان بلا ساغون کند

💡 به کین خصم تو درکان آهن و فولاد سزد که ساخته بینند تیغ و تیر و تبر

💡 بر معادن دست یابد زر سرخ آرد بدست هر که چونکوهی نشیند معتکف درکان سنگ

💡 بهر درکان جوان می‌بنگرد راست خدای خویش را بیند که آنجاست

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز