دروازه گاه
مترادفها
دروازهبان، نگهبان، پاسبان
لغت نامه دهخدا
دروازه گاه. [ دَرْ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) چیزی که پیش کوهه زین از زیادت پهلوی زین است و معرب آن دَرْواسَج است. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
چیزی که پیش کوهه زین از زیادت پهلوی زین است و معرب آن در واسج است
جمله سازی با دروازه گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گاه شد آویز? دروازه گاهی بر سنان رأس آن شاهی که شاهان جهانش چاکرند