پیش کوهه

مترادف‌ها

دامنه، پیش‌کوه

لغت نامه دهخدا

پیش کوهه. [ هََ / هََ ] ( اِ مرکب ) قادمه سرج. قاچ زین. قربوس زین. برآمدگی جلوی زین اسب:
به پیشکوهه زین برنهاده... چو یوغ
سوار گشته بر آن مرکبان رهوارم.سوزنی.

فرهنگ معین

(هِ ) (اِمر. ) برآمدگی جلو زین اسب.

فرهنگ عمید

برآمدگی جلو زین اسب، قربوس.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بر آمدگی جلو زین اسب قاچ زین قربوس زین به پیشکوه. زین بر نهاده... چو یوغ سوار گشته بر آن مرکبان رهوارم. ( سوزنی )
قادمه سرج قاچ زین

جمله سازی با پیش کوهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به پیش کوهه زن برنهاده... ر چو یوغ سوار گشته بر آن مرکبان رهوارم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران