لغت نامه دهخدا
داوند. [ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بالا شهرستان نهاوند در 7هزارگزی جنوب شهر نهاوند و جنوب رودخانه گاماسیاب. سکنه 330 تن آب آن از چشمه. محصول آن غلات وکتیرا و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آنجا مالروست. در چهار محل در طول یک دره بفاصله یک هزارگز واقع است، بروانه، بالوا ( وسط و پائین ) و سبزوار نامیده میشوند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
داوند.[ وَ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه. در 21 هزارگزی شمال خاوری بخش و 14 هزارگزی شوسه خلخال به میانه. دارای 373 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و عدس و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالروست. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).