دانه چیدن

لغت نامه دهخدا

دانه چیدن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بمعنی برچیدن دانه است از زمین. ( برهان ). برچیدن. ( از انجمن آرا ). برچیدن مرغ دانه را اززمین. التقاط. ( منتهی الارب ). برداشتن دانه از زمین با منقار خوردن را: مرغ از پس نان خوردن ازو دانه نچیدی. ( گلستان ). شادکامی مکن که دشمن مرد
مرغ دانه یکان یکان چیند.سعدی.تخت؛ دانه چیدن مرغ. ( منتهی الارب ). || سجده کردن. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || کدیه و گدایی نمودن. ( برهان ). کنایه از گدایی کردن است. ( آنندراج ). گدایی و دریوزه. ( لغت محلی شوشتر ). گدایی کردن. ( مجموعه مترادفات ص 259 ).و نیز برای مترادفات این ترکیب در معنی اخیر رجوع به کتاب مجموعه مترادفات شود.

فرهنگ فارسی

بمعنی برچیدن دانه است از زمین

جمله سازی با دانه چیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز روی زمین دانه چیدن خطاست که پهنای گردون خدا داد ماست

💡 به رازقی که پی شکر اوست در صحرا ز دانه چیدن، منقار مرغ سبحه شمار

💡 چو حورش برد از جا میل دانه به عزم دانه چیدن شد روانه

💡 دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید که امیران دو صد خرمن و صد انبارید

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز