خود گذشته

لغت نامه دهخدا

خودگذشته. [ خوَدْ / خُدْ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) واله. ازخودرفته. از جان سیرآمده. ترک سر گفته. ( آنندراج ):
برداشت تحفه مشت غباری ز خاک ما
آن خودگذشته ای که بکوی فنا گذشت.ناظم تبریزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

واله از خود رفته

جمله سازی با خود گذشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا از این سخن عنصری غرض این است که خود گذشته گذشتست حرف از حالاست

💡 از خود گذشته دامن پرهیز تر نکرد در چشمه یی که خضر و سکندر وضو کنند

💡 چـه بـشـارتـى از ايـن بـالاتـر كـه خـداونـد بـزرگ و قـادر و مـنـان،عـمل بنده ضعيف و ناچيزى را پذيرا شود كه اين خود گذشته از آثار ديگر افتخارى استبزرگ و موهبتى است عالى و معنوى.

💡 ز خود گذشته به اطفالبی کست چه کنم در این زمین به یتیمان نورست چه کنم

💡 زهی هم در جوانی سوی حق آورده روی خود گذشته در اوان عز و ناز از آرزوی خود

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز