لغت نامه دهخدا
خوب گفتاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش سخنی. شیرین زبانی. شیرین سخنی:
ز خلق گوی لطافت تو برده ای امروز
به خوبرویی و سعدی بخوب گفتاری.سعدی.
خوب گفتاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش سخنی. شیرین زبانی. شیرین سخنی:
ز خلق گوی لطافت تو برده ای امروز
به خوبرویی و سعدی بخوب گفتاری.سعدی.
خوش سخنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنهار مشو فتنه برو زیرا حوری است ز دور و خوب گفتاری
💡 حلاوت شکر او گلوی من بگرفت بماندم از رخ خوبش ز خوب گفتاری
💡 خوب گفتاری کنم از خلق تو در پیش وی زانکه او دادست جاه از خوب گفتاری مرا
💡 اگرچه بس سخن گویند امروز اندرین حضرت که هر یک شهره شهرند اندر خوب گفتاری
💡 ز خلق گوی لطافت تو بردهای امروز به خوبرویی و سعدی به خوب گفتاری