لغت نامه دهخدا
خوب رخسار. [ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای روی زیبا باشد. خوش سیما. ( ناظم الاطباء ). خوب رخ:
شکفته لاله نعمان بسان خوب رخساران.منوچهری.
خوب رخسار. [ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای روی زیبا باشد. خوش سیما. ( ناظم الاطباء ). خوب رخ:
شکفته لاله نعمان بسان خوب رخساران.منوچهری.
آنکه دارای روی زیبا باشد خوش سیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ناگه گشت پیری خوب رخسار چو صبح از دامن دریا نمودار
💡 همه رشک خورشید دیدار اوی خرد در خور خوب رخسار اوی
💡 شدم نومید کاندر چشم امید نیامد خوب رخساری دریغا