لغت نامه دهخدا
خوان اول. [خوا / خا ن ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) یکی از هفت خوان رستم است که جنگ رخش باشد با شیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوان اول. [خوا / خا ن ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) یکی از هفت خوان رستم است که جنگ رخش باشد با شیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
یکی از هفت خوان رستم است که جنگ رخش باشد با شیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۲۰ به پاریس رفت و با شاعران و نویسندگان و هنرمندان سوررئالیست آشنا شد. او یکی از چندین هنرمندی بود که در دهههای نخست قرن بیستم از چهارگوشه جهان به پاریس کوچ کردند، اگرچه بسیاری از این هنرمندان پس از تجربه زیستن در پاریس ترجیح میدادند که شهروندی فرانسه را برگزینند ولی خوان میرو همچنان کاتالان باقی ماند. خوان اولین نمایشگاهش در پاریس را در سال ۱۹۲۱ برگزار کرد.