لغت نامه دهخدا
خلفان. [ خ ِ ] ( ع ص ) تثنیه خلف. منه: له ولدان خلفان؛ او راست دو فرزند یکی دراز و دیگری کوتاه و یا یکی سپید و دیگری سیاه و همچنین است له عیدان و امتان خلفان. ( از منتهی الارب ).
خلفان. [ خ ِ ] ( ع ص ) تثنیه خلف. منه: له ولدان خلفان؛ او راست دو فرزند یکی دراز و دیگری کوتاه و یا یکی سپید و دیگری سیاه و همچنین است له عیدان و امتان خلفان. ( از منتهی الارب ).
تثنیه خلف منه له ولدان خلفان: اوراست دو فرزند یکی دراز و دیگری کوتاه و یا یکی سپید و دیگری سیاه و همچنین است له عیدان و امتان خلفان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خر خلفان پسر که مادر گهرند هر چند که...زپشت پدرند
💡 خلفان ابراهیم در سال ۲۰۰۶ به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا انتخاب شد. او اولین بازیکن قطری است که توانسته به این عنوان برسد.
💡 نخل خلفان، روستایی در دهستان مقام بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است.
💡 بچنین بار خدایان و بچونین خلفان نام او زنده بود دایم تا روز حساب
💡 خلفان مبارک (عربی: خلفان مبارك خلفان عبيد الرزي الشامشي؛ زادهٔ ۹ مهٔ ۱۹۹۵) یک بازیکن فوتبال است.
💡 خلیفه الحمادی (عربی: خليفة مبارك خلفان خيري الحمادي؛ زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۹۸) بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است.