لغت نامه دهخدا
خط غبار. [ خ َطْ طِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطی است که تازه ازرخسار نوجوانان دمد. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
خط غبار. [ خ َطْ طِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطی است که تازه ازرخسار نوجوانان دمد. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
کنایه از خطی است که تازه از رخسار نوجوانان دمد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمیخته آن زلف سیه با خط مشکین چون معنی پیچیده که در خط غبار است
💡 آن لب نو خط غباری از دل ما برنداشت آب خضر از دل سیاهی فکر اسکندر نداشت
💡 چشم عینک را کجا باشد به مژگان احتیاج آشنایی نیست با خط غبار آئینه را
💡 بر لب کوثر ز جوش سبزه روشن میشود نسخ تعلیق خط ریحانش از خط غبار
💡 چنان ز عکس چمن سبز شد زمین و زمان که سبز درنظر آید بسان خط غبار