خشکی طالع

لغت نامه دهخدا

خشکی طالع. [ خ ُ ی ِ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ادبار و بدبختی. خشکی بخت. ( آنندراج ):
نم نگیرد ساغرم از خشکی طالع کلیم
چون حباب از کاسه ای خود را بدریا می زنم.کلیم ( دیوان چ بیضائی ص 285 ).خشکی طالع ما سد سکندر گردید
ورنه پستان نصیب این همه بی شیر نبود.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از ادبار و بدبختی خشکی بخت.

جمله سازی با خشکی طالع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نم نگیرد ساغرم از خشکی طالع کلیم چون حباب ار کاسه خود را بدریا می زنم

💡 همتی ای خشکی طالع که زنجیر سرشک دست و پایم بسته و سر داده در دریا مرا

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز