لغت نامه دهخدا
خشکی بخت. [ خ ُ ی ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ادبار و بدبختی. ( آنندراج ). بد طالعی:
خشکی بخت فرومایه طلسمی بسته ست
کابم از سرگذرد لیک لبم تر نشود.( از آنندراج ).
خشکی بخت. [ خ ُ ی ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ادبار و بدبختی. ( آنندراج ). بد طالعی:
خشکی بخت فرومایه طلسمی بسته ست
کابم از سرگذرد لیک لبم تر نشود.( از آنندراج ).
ادبار و بدبختی بد طالعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خشکی بخت فرومایه طلسمی بسته است کابم از سر گذرد لیک لبم تر نشود