لغت نامه دهخدا
خرن. [ خ َرْ رَ ] ( اِخ ) نام قریتی است از قراء همدان. ( معجم البلدان ).
خرن. [ خ َرْ رَ ] ( اِخ ) نام قریتی است از قراء همدان. ( معجم البلدان ).
نام قریتی است از قرائ همدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرج الرضا - عليه السلام - يستقبل بعض الطالبيين و جاء وقت الصلوةفمال الى قصر هناك فنزل تحت صخرة فقال اذن فقلت منتظر يلحق بنا اصحابنافقال،: غفران الله لك لا تؤ خرن صلوة عن اول وقتها الى آخر وقتها من غير علة، عليك ابداباول الوقت فاذنت وصلينا