خرمن سوز

لغت نامه دهخدا

خرمن سوز. [خ َ / خ ِ م َ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه خرمن را بسوزاند. || ( ن مف مرکب ) خرمن سوخته:
عاقلان خوشه چین از سرّ لیلی غافلند
کین کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را.سعدی.

فرهنگ فارسی

آنکه یا آنچه خرمن را بسوزاند

جمله سازی با خرمن سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش

💡 دل شود بیتاب تر از مهربانیهای یار برق خرمن سوز طاقت روی گرم او بس است

💡 ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند عشق خرمن سوز و عقل خوشه چین دور از همند

💡 مهر را از برق خرمن سوز قهرت با شعاع آسمان همچون سواد چشم و مژگان یافته

💡 شرارش، برق خرمن سوز طغیان ز آبش تازه رو، گلزار ایمان

💡 حاصلی هستی برده اندوختم با صد امید مژده بر از من صبا آن برق خرمن سوز را

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز