لغت نامه دهخدا
خدادان. [ خ ُ ] ( نف مرکب ) خداشناس. کنایه از باایمان و درستکار.
خدادان. [ خ ُ ] ( نف مرکب ) خداشناس. کنایه از باایمان و درستکار.
خداشناس کنایه از با ایمان و درستکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه در عالم خدا دانی جهل علم است و علم نادانی
💡 بد و نیک از خدا دان جمله نیکوست حقیقت بد مبین چون جمله از اوست
💡 چه میخواهی بری در معرفت گوی خدا بین و خدا دان و خدا گوی
💡 حلوا گویی دهان نگردد شیرین از حق گفتن کسی خدا دان نشود
💡 ساکن درگاه روح اللّه شدی از خدا دانی بکل آگه شدی
💡 خدا دان و خدا بین و خدا گرد وگر غیرست زود از وی جداگرد