خجسته سیر

لغت نامه دهخدا

خجسته سیر. [خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ی َ ] ( ص مرکب ) مبارک سیرت. فرخنده سیرت. فرخ سیرت. مبارک منش. میمون سیر. نکوسیر:
ایا فرنگی خورشید چهره چالاک
خلیفه لفظ شما را نمیکند ادراک
سرم فدای تو ای ایلچی خجسته سیر
مگو زبان فرنگی بگو زبان دگر.( از تعزیه ورود بشام خطاب وزیر یزید بفرستاده فرنگی ).

فرهنگ فارسی

مبارک سیرت فرخنده سیرت

جمله سازی با خجسته سیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معدن رحمی ای حمیده خصال مخزن فضلی ای خجسته سیر

💡 زهی ستوده صفت شهریار کشور گیر زهی خجسته سیر پادشاه دشمن‌ مال

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز