لغت نامه دهخدا
حسن اداره. [ ح ُ ن ِاِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درست اداره کردن.
حسن اداره. [ ح ُ ن ِاِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درست اداره کردن.
در ست اداره کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ... وى بالفطره داراى ذوق حسن اداره بود و امور واموال عظيم و املاك وسيع پاپ را تحت انتظام آورد و در ملك ايتاليا مانند پادشاهى مقتدرفرمانروائى كرد و دامنه نفوذ پاپ را تا انگلستان وسعت داد و اهالى آنجا را در ربقه دينمسيح درآورد و در فرانسه و اسپانيا نيز قدرتى بسيار نصيب او شد.
💡 وزارت داخله. اداره پرسنل. نمره ۱۲۰۲. مورخه ۲ شعبانالمعظم ۱۳۳۹ (۲۲ برج حمل ۱۳۰۰) تصمیم دولت و اراده وزارت داخله بر آن است که حکام آتیه توانا و قادر به اشاعه امنیت بوده عدالت را احترام و منافع عمومی را حفظ و تجلیل کنن؛ بنابراین حاج باباخان اردبیلی را که شخص کافی و لایقی است و در طی مراحل خدمات سابقه اعتماد دولت را به کمال صداقت و نیات حسنه خود جلب نموده به حکومت ابهررود خمسه منصوب و مأمور کردهام که با نهایت اهتمام و جدیت در تنظیم و تنسیق امور آن حدود کوشیده و اهالی از حسن اداره ایشان متمتع و برخوردار شده و مقررات ایشان را مقررات دولتی دانند. سید ضیاءالدین طباطبایی. مهر وزارت داخله.